Enteghad
Enteghad
برای استفاده از امکانات سایت بهتر است با نام کاربری وارد سایت شوید و یا ثبت نام کنید
Enteghad
 

Show/Hide Toggle

    Enteghad  

یکشنبه 31 اردیبهشت 1391

Enteghad
 
زندگی ام به وسعت دریای عشقی است که در دل نهان دارم . دریای کبودی که امواج خموشش به نوازش نرمش بلور لحظه های مرا به روشنای طراوت می برد. زندگی ام به سرخی آتشی است که در ورای خاکستر زمان در آتشکده ی دل افروخته است. زندگی ام به روانی رودی است که در سنگلاخ روزگار جاری است. زندگی ام طوفان شنی است که مرا به رقص در خاکی وا می دارد که مقدسترین خاک هاست. زندگی ام نجوای جنون هر جان برکف جاده های عشق، ایران است.

مشخصات

موارد دیگر
مشخصات مهدی معصومی
وب‌سایت kelarna.com
پست 6 پست
جنسیت مرد
مکان: کلاردشت

دنبال‌کنندگان

مهدی معصومی
مهدی معصومی
تصاویر تکان دهنده برای وجدان درد آقایان +16
تصاویری دلخراش از سقوط هواپیما ی ایران ایر در ارومیه،برای دیدن تصاویر به لینک اصلی بروید
[لینک]
مهدی معصومی
مهدی معصومی
من که نفهمیدم کرایه تاکسی برای یک مسیر مشخص تو این شهر ما چقدره...
هر کی هرچی خواست میگیره،50 تومن 100 تومن چیزی نیست اما این آشفتگی چیز جالبی نیست {-6-}
نمی دونم، تو شهر شما اوضاع چطوره؟
مهدی معصومی
Gold_cup_kalardasht.jpg مهدی معصومی
جام زرین کلاردشت متعلق به دوران هخامنشیان،به آرم صلیب شکسته روی ران شیرها توجه کنید...صلیب شکسته نشان قوم آریایی بوده است
[لینک]
مهدی معصومی
DSC01122.jpg مهدی معصومی
وقتی که من بر فراز ابرها ایستاده بودم... مرتع مازیچال در ارتفاعات کلاردشت،جایی که عطر نفس های خدا در فضای طبیعت جاریست...
مهدی معصومی
مهدی معصومی
وضعیت راه ها در مازندران بدین شکل است: پیش تر اعلام شده بود که استان لرستان با دارا بودن چیزی بیش از پنج هزار اثر تاریخی ثبت شده مقام نخست را در بین دیگر استان های کشور از نظر ثبت ملی این آثار دارا می باشد.اما به تازگی با پیگیری چند تن از کارشناسان مازندرانی که با توجه به آگاهی خویش نسبت به این رتبه بندی معترض بودند کاشف به عمل آمد که رتبه نخست از آن استان مازندران می باشد...
[لینک]
مهدی معصومی
مهدی معصومی

در روياهايم ديدم با خدا گفتگو مي كنم. خدا پرسيد: پس تو مي­خواهي با من گفتگو كني؟ من در پاسخش گفتم: اگر وقت داريد خدا خنديد: وقت من بي­نهايت است... در ذهنت چيست كه مي­خواهي از من بپرسي؟ پرسيدم: چه چيز بشر شما را سخت متعجب مي­سازد؟ خدا پاسخ داد: كودكي­شان.اينكه آنها از كودكي­شان خسته مي­شوند. عجله دارند كه بزرگ شوند،و بعد دوباره پس از مدت­ها،آرزو مي­كنند كه كودك باشند. ...اينكه آنها سلامتي خود را از دست مي­دهند تا دوباره سلامتي خود را بدست آورند. و بعد پولشان را از دست مي­دهند تا دوباره سلامتي خود را بدست آورند. اينكه با اضطراب به آينده مي­نگرند و حال را فراموش مي­كنند و بنابراين نه در حال زندگي مي­كنند و نه در آينده... اينكه آنها به گونه­اي زندگي مي­كنند كه گويي هرگز نمي­ميرند و به گونه­اي مي­ميرند كه گويي هرگز زندگي نكرده­اند دست خدا دستانم را گرفت مدتي سكوت كرديم و من دوباره پرسيدم: به عنوان يك پدر مي­خواهي كدام درس­هاي زندگي را فرزندانت بياموزند؟ او گفت: بياموزند كه آنها نمي­توانند كسي را وادار كنند كه عاشقشان باشد، ....
[لینک]
2 دیدگاه
در داستان های کوتاه 1 امتیاز + / 0 امتیاز - 1389/11/5 - 18:53